آخرین بروز رسانی اخبار سایت شنبه 1 تیر 1398
 

 

 

  

 

 

 

 

 

 

 

  

 

 

 

  

 

 

 

  

 
 
يادم هست اواخر مرداد ماه بود که به جشن تابستانه در کلبه بازي دعوت شديم. دست پسر کوچکم را گرفتم و به آنجا رفتيم. صداي شادي و هياهوي بچه‌ها در فضا پيچيده بود. دلم پر کشيد، اشک شوق مهمان چشم‌هايم شد. با خودم گفتم اين جشن و بازي يک هديه به فرزندان محک است و اين مهرباني تنها مي‌توانست که از قلب‌هاي بزرگ برآيد و به دل‌هاي کوچک کودکان بنشيند. 
در فکر بودم که ناگهان چهرهاي دلنشين و مهربان ديدم، چهرهاي که گويي از لبخندش تمام گل‌هاي جهان مي‌شکفت. خانم قدس، بنيانگذار محک بود. او با نگاه مهربان و مشتاق خود کودکان را مي‌نگريست و لبخند مي‌زد. آمده بود که از نزديک شاهد شادي کودکان باشد. در آن لحظه با خودم گفتم بنيانگذاران محک با بنا نهادن اين سازمان آرامش و شادي را به قلب‌هاي زيادي بازگرداندهاند.آن روز همراه پسرم با شادي فراوان به خانه برگشتيم. اين بهترين خاطرهام پس از قطع درمان احسان بود. 
 
مادر احسان، يکي از اعضاي گروه والدين داوطلب محک
 
ارسال این صفحه برای دوستان