آخرین بروز رسانی اخبار سایت چهارشنبه 3 بهمن 1397
 

 

روز هوای پاک گرامی باد

روز هوای پاک گرامی باد

به امید روزی که آسمان برای کودکان سرزمین‌مان پاک و آبی باشد.

به دفاتر پیشخوان محک در مراکز خرید سر بزنید

به دفاتر پیشخوان محک در مراکز خرید سر بزنید

اگر رفت و آمد به محک برای شما راحت نیست یا ترجیح می‌دهید در فضای دیگری به کودکان مبتلا به...

پیام تسلیت محک در پی درگذشت حسین محب اهری

پیام تسلیت محک در پی درگذشت حسین محب اهری

خانواده بزرگ محک درگذشت زنده‌یاد «حسین محب اهری» را تسلیت می‌گوید و برای خانواده محترم،...

تا بازی نکنم از محک نمی‌روم

تا بازی نکنم از محک نمی‌روم

تق تق تق کسی داشت در می‌زد...

پرستاران؛ همراهان صبور کودکان مبتلا به سرطان

پرستاران؛ همراهان صبور کودکان مبتلا به سرطان

زیر این سقف درمان کودکان مبتلا به سرطان با حضور گروه‌هایی سپری می‌شود که هر کدام تخصص‌های...

شاعر و نویسنده کودکی مهمان کودکان محک

شاعر و نویسنده کودکی مهمان کودکان محک

مصطفی رحماندوست، شاعر، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودک و نوجوان به محک آمد و برای کودکان مبتلا...

حضور «مصطفی رحماندوست» شاعر و نویسنده محبوب کودکان در محک

حضور «مصطفی رحماندوست» شاعر و نویسنده محبوب کودکان در محک

بچه‌های محک با شاعر و نویسنده کتاب‌های محبوبشون به شنیدن قصه‌ و شعر دعوت شدن. رحماندوست با...

  • روز هوای پاک گرامی باد

    روز هوای پاک گرامی باد

    به امید روزی که آسمان برای کودکان سرزمین‌مان پاک و آبی باشد.

    شنبه, 29 دی 1397
  • به دفاتر پیشخوان محک در مراکز خرید سر بزنید

    به دفاتر پیشخوان محک در مراکز خرید سر بزنید

    اگر رفت و آمد به محک برای شما راحت نیست یا ترجیح می‌دهید در فضای دیگری به کودکان مبتلا به...

    چهارشنبه, 26 دی 1397
  • پیام تسلیت محک در پی درگذشت حسین محب اهری

    پیام تسلیت محک در پی درگذشت حسین محب اهری

    خانواده بزرگ محک درگذشت زنده‌یاد «حسین محب اهری» را تسلیت می‌گوید و برای خانواده محترم،...

    چهارشنبه, 26 دی 1397
  • تا بازی نکنم از محک نمی‌روم

    تا بازی نکنم از محک نمی‌روم

    تق تق تق کسی داشت در می‌زد...

    دوشنبه, 24 دی 1397
  • پرستاران؛ همراهان صبور کودکان مبتلا به سرطان

    پرستاران؛ همراهان صبور کودکان مبتلا به سرطان

    زیر این سقف درمان کودکان مبتلا به سرطان با حضور گروه‌هایی سپری می‌شود که هر کدام تخصص‌های...

    شنبه, 22 دی 1397
  • شاعر و نویسنده کودکی مهمان کودکان محک

    شاعر و نویسنده کودکی مهمان کودکان محک

    مصطفی رحماندوست، شاعر، نویسنده و مترجم کتاب‌های کودک و نوجوان به محک آمد و برای کودکان مبتلا...

    پنج شنبه, 20 دی 1397
  • حضور «مصطفی رحماندوست» شاعر و نویسنده محبوب کودکان در محک

    حضور «مصطفی رحماندوست» شاعر و نویسنده محبوب کودکان در محک

    بچه‌های محک با شاعر و نویسنده کتاب‌های محبوبشون به شنیدن قصه‌ و شعر دعوت شدن. رحماندوست با...

    پنج شنبه, 20 دی 1397

 

 
 
 
 
 
 

بیانیه ماموریت محک

محک سازماني است که از انگيزه والاي خدمت به همنوع سرچشمه گرفته و توجه خود را معطوف به بيماري سرطان کودکان در سطح ملي و بين‌المللي در حوزه‌های امور حمايتی، تشخيص و درمان، آموزش و اطلاع‌رسانی و تحقيقات نموده است. اين سازمان؛ خيريه، مردم‌نهاد، غيرانتفاعی، غيرسياسی و غيردولتی است و با تکيه بر جلب مشارکت‌هاي اشخاص حقيقی و حقوقی و انواع کمک‌های بشردوستانه ملي و بين‌المللي اعم از نقدی، کالا، خدمات و دانش فنی اداره می‌شود.ادامه مطلب...

 

ما اهل جنوب هستیم. بندرعباس زندگی می‌کنیم و به قشم رفت و آمد داریم. شما به جنوب آمده‌اید؟ خیلی قشنگ است و من عاشقش هستم. ماه رمضان امسال آنقدر اصرار کردم تا مادرم اجازه داد روزه بگیرم. 2 روز روزه گرفتم ولی بی‌حس شده بودم و حالم خوب نبود. انگار جان از بدنم رفته بود و برنمی‌گشت.
 
با این‌که دیگر روزه نگرفتم اما بی‌حالی‌ام برطرف نشد و مادرم من‌ را به بیمارستان برد. آن‌جا بود که بیماری‌ام تشخیص داده شد. مادربزرگم از همه بیشتر ناراحت شد. آخر عزیز دُردانه‌اش هستم. دوست نداشتم از او جدا شوم اما مادرم تصمیم گرفت به تهران بیاییم.
 
6 ماه پیش که به محک آمدیم خیلی ناراحت بودم. کسی را نمی‌شناختم و دوست نداشتم از اتاق بیرون بیایم. همه‌اش این فکر در سرم بود که چرا از شهرمان دوریم. 2 ماه طول کشید تا با ناراحتی‌هایم کنار بیایم. حالا اینجا یک عالم دوست و آشنا دارم. کلی از کارکنان محک را می‌شناسم و توانسته‌ام کلی دوست پیدا کنم. دوست‌هایم به خانه‌مان زنگ می‌زنند و از احوال هم خبر می‌گیریم. اما 6 ماه است که از شهرمان دورم. مادربزرگم نمی‌تواند به این‌جا بیاید، ولی مدام به من ‌تلفن می‌کند و از راه دور مراقبم است. او هر خوراکی که من دوست داشته باشم از شهرمان به تهران می‌فرستد. اوایل گریه می‌کردم اما او و دایی‌ام به من گفتند که گریه نکن چون خوب می‌شوی و برمی‌گردی. دلم می‌خواست  مادربزرگم کنارم بود و می‌توانستم مثل قبل بپرم توی بغلش لپ‌هایش را بکشم و او به گویش خودمان بگوید: « ایمو، ایمو» یعنی ای مادر، ای مادر.
 
دوست دارم به بچه‌هایی که به این‌جا می‌آیند بگویم غصه نخورید و الکی توی فکر نروید. هر روز خوشحالی کنید و آهنگ‌های شاد گوش بدهید. اینطوری زودتر حالتان خوب می‌شود و به شهر و خانه خود برمی‌گردید.
 
محمدرضا فرزند 10 ساله محک